مي دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چي شده تنها نشستي ؛ مثل تو از همه دورم
واسه من زندگي سرده ؛ نكنه تو هم غريبي
كاش مي شد اشكهات و پاك كرد؛بميرم تو هم بريدي؟
چه تبسم قشنگي ؛ وقتي به غمها بخندي
اخه ارزشي نداره ؛ دل به اين دنيا ببندي
نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه
نكنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همينه
اين روزا عشقها خياله ؛ حتي فكرشم محاله
عشق پاك پيدا نمي شه ؛ باشه هم رو به زواله
مي دوني چقدر عزيزه ؛ قطره سپيد شبنم
مثل اون اشكهاي نازن ؛ رو تن گلهاي مريم
نازنين خدا بزرگ ؛ غم و از خودت جدا كن
ما كه تنها نمي مونيم ؛ افرين اخمات و وا كن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:16  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:4  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:42  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:39  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:33  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 21:44  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
خوش به حالشون تنها نیستن ولی من......
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 21:37  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
کاش همه می دونستن که ....
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 21:34  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
خوب ببینم با این غروب چطورین؟
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 21:26  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|
+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 21:12  توسط سینا جعفرزاده قره آغاج
|